زندگي چيزي نيست که لب طاقچه عادت از ياد من و تو برود
شکيبايى به اندازه مصيبت فرود آيد ، و آن که به هنگام مصيبت دست بر رانهايش زند ثوابش به دست نيايد . [نهج البلاغه]
وضعيت من در ياهو
يــــاهـو
کل بازديدهاي وبلاگ
10711
بازديدهاي امروز وبلاگ
5
بازديدهاي ديروز وبلاگ
21
منوي اصلي

[خـانه]

[  RSS  ]

[  Atom  ]

[شناسنامه]

[پست الکترونيــک]

[ورود به بخش مديريت]

درباره خودم
زندگي چيزي نيست که لب طاقچه عادت از ياد من و تو برود
تسنيم[79]
ای آغازگر عشق من ! ای نگارگر تمام دوست داشتنی هایم ! ای آنکه در لحظه لحظه زندگیم ، صدای پای نگاه ها، لبخند ها ، و گریه هایت ، در تار و پود ذهنم حک شده است ؛ تو را با همه پشت پا زدن هایت یاد می کنم . و به امید نگاه دوباره ات صبح ها را به شب می رسانم ...
فهرست موضوعي يادداشت ها
حقوقی[20]
روانشناسی[20]
خبر[3]
بايگاني
آغاز کلام
در محضر قرآن [3]
روانشناسی [25]
حقوقی [8]
وظايف مرد در برابر همسر [10]
تاریخچه و فلسفه مهریه [3]
تعدد زوجات [6]
ازدواج [4]
طلاق [2]
خبر [4]
گوناگون [12]
موضوعات

ازدواج
عشق
زندگي
خانواده
يک همسر خوب
حقوق خانواده

لينک دوستان

مشق نام ليلي
کسي که مثل هيچکس نيست
مذهب
توکاي شهر خاموش
کوثر
کاملترين مرجع آشپزي
کتاب اینترنتی آموزش آشپزی
يک مرد کاهي
روي پله هاي معبد

لوگوي دوستان






















" alt=" - به روز رساني : 1:50 ع 26/11/1386">
" alt="لینکستان - به روز رساني : 1:50 ع 26/11/1386">


موسيقي وبلاگ
اشتراک در خبرنامه

نام:

ايميل:

 
پارسي بلاگ
www.parsiblog.com
   1   2   3   4   5   >>   >

نويسنده مطالب زير:   تسنيم  

عنوان متن + تعدد زوجات پنجشنبه 6 بهمن 1384  ساعت 4:0 عصر

 


شکل ديگر و نوع ديگر چند همسرى،چند زنى يا تعدد زوجات است.چند زنى يا تعدد زوجات بر خلاف چند شوهرى و کمونيسم جنسى،رواج و موفقيت‏بيشترى داشته است;نه تنها در ميان قبايل وحشى وجود داشته است،بسيارى از ملل متمدن نيز آن را پذيرفته‏اند.گذشته از عرب جاهليت،در ميان قوم يهود و ملت ايران در زمان ساسانيان و بعضى ملل ديگر اين رسم و قانون وجود داشته است.منتسکيو مى‏گويد: «در قانون مالايو گرفتن سه زن مجاز بود».و هم او مى‏گويد:


«والانتينين،امپراطور روم،به علل و جهات مخصوص اجازه داد مردها چندين زن بگيرند،ولى چون اين قانون با آب و هواى اروپا مناسب نبود از طرف ساير امپراطوران روم مثل‏«تئودور»و«آکارديوس‏»و«مونوريوس‏»لغو گرديد.»


اسلام و تعدد زوجات


اسلام چند زنى را بر خلاف چند شوهرى بکلى نسخ و لغو نکرد،بلکه آن را تحديد و تقييد کرد;يعنى از طرفى نامحدودى را از ميان برد و براى آن حداکثر قائل شد که چهارتاست، و از طرف ديگر براى آن قيود و شرايطى قرار داد و به هر کس اجازه نداد که همسران متعدد انتخاب کند.در آينده درباره آن قيود و شرايط و همچنين درباره اينکه چرا اسلام چند زنى را بکلى لغو نکرد بحث‏خواهيم کرد.


عجيب اين است که در قرون وسطى از جمله تبليغاتى که به ضد اسلام مى‏کردند اين بود که مى‏گفتند پيغمبر اسلام براى اولين بار رسم تعدد زوجات را در جهان اختراع کرد!!و مدعى بودند شالوده اسلام تعدد زوجات است و علت پيشرفت‏سريع اسلام در ميان اقوام و ملل گوناگون اجازه تعدد زوجات است.و هم ادعا مى‏کردند که علت انحطاط مشرق زمين نيز تعدد زوجات است.


ويل دورانت در جلد اول تاريخ تمدن صفحه 61 مى‏گويد:


«علماى دينى در قرون وسطى چنين تصور مى‏کردند که تعدد زوجات از ابتکارات پيغمبر اسلام است،در صورتى که چنين نيست و چنانکه ديديم در اجتماعات ابتدايى جريان چند همسرى بيشتر مطابق آن بوده است.عللى که سبب پيدايش عادت تعدد زوجات در اجتماعات ابتدايى گشته فراوان است.به واسطه اشتغال مردان به جنگ و شکار، زندگى مرد بيشتر در معرض خطر بود و به همين جهت مردان بيشتر از زنان تلف مى‏شدند و فزونى عده زنان بر مردان سبب مى‏شد که يا تعدد زوجات رواج پيدا کند و يا عده‏اى از زنان در بى‏شوهرى بسر برند،ولى در ميان آن ملل که مرگ و مير فراوان بود هيچ شايستگى نداشت که عده‏اى زن مجرد بمانند و توليد مثل نکنند...بى‏شک تعدد زوجات در اجتماعات ابتدايى امر متناسبى بوده،زيرا عده زنان بر مردان فزونى داشته است.از لحاظ بهبود نسل هم بايد گفت که سازمان تعدد زوجات بر تک همسرى فعلى ترجيح داشته است،چه همان گونه که مى‏دانيم تواناترين و محتاطترين مردان عصر جديد غالبا طورى است که دير موفق به اختيار همسر مى‏شوند و به همين جهت کم فرزند مى‏آورند،در صورتى که در آن ايام گذشته تواناترين مردان ظاهرا به بهترين زنان دست مى‏يافته و فرزندان بيشتر توليد مى‏کرده‏اند.به همين جهت است که تعدد زوجات مدت مديدى در ميان ملتهاى ابتدايى بلکه ملتهاى متمدن توانسته است دوام کند و فقط در همين اواخر و در زمان ماست که رفته رفته دارد از کشورهاى خاورى رخت‏برمى‏بندد.در زوال اين عادت،عواملى چند دخالت کرده است: زندگانى کشاورزى که حالت ثباتى دارد سختى و ناراحتى زندگى مردان را تقليل داد و مخاطرات کمتر شد و به همين جهت عدد مرد و زن تقريبا مساوى يکديگر شد و در اين هنگام چند زنى حتى در اجتماعات ابتدايى از امتيازات اقليت ثروتمند گرديد و توده مردم به همين جهت‏با يک زن بسر مى‏برند و عمل‏«زنا»را چاشنى آن قرار مى‏دهند!»


گوستاولوبون در تاريخ تمدن صفحه‏507 مى‏گويد:


«در اروپا هيچ يک از رسوم مشرق به قدر تعدد زوجات بد معرفى نشده و درباره هيچ رسمى هم اين قدر نظر اروپا به خطا نرفته است.نويسندگان اروپا تعدد زوجات را شالوده مذهب اسلام دانسته و در انتشار ديانت اسلام و تنزل و انحطاط ملل شرقى،آن را علة العلل قرار داده‏اند.آنها علاوه بر همه اعتراضات،نسبت‏به زنان مشرق هم ابراز همدردى نموده‏اند من جمله اظهار مى‏کنند که آن زنان بدبخت را زير پنجه خواجه سرايان، سخت و شديد در چهار ديوار خانه مقيد نگاه داشته‏اند و به مجرد حرکت مختصرى که موجب رنجش و عدم رضايت‏خانه خدايان شود حتى ممکن است آنها را با کمال بيرحمى اعدام کنند.ولى تصور مزبور از جمله تصوراتى است که هيچ مدرک و اساسى براى آن نيست.اگر خوانندگان اين کتاب از اهل اروپا،براى مدت کمى تعصبات اروپايى را از خود دور سازند،تصديق خواهند کرد که رسم تعدد زوجات براى نظام اجتماعى شرق يک رسم عمده‏اى است که به وسيله آن،اقوامى که اين رسم ميان آنها جارى است روح اخلاقى ايشان در ترقى،و تعلقات و روابط خانوادگى آنها قوى و پايدار مانده و بالاخره در نتيجه همين رسم است که در مشرق اعزاز و اکرام زن بيش از اروپاست. ما قبل از شروع به اقامه دليل و اثبات مدعاى خود،از ذکر اين مطلب ناچاريم که رسم تعدد زوجات ابدا مربوط به اسلام نيست،چه قبل از اسلام هم رسم مذکور در ميان تمام اقوام شرقى از يهود،ايرانى،عرب و غيره شايع بوده است.اقوامى که در مشرق قبول اسلام کردند از اين حيث فايده‏اى از اسلام حاصل نکردند و تاکنون هم در دنيا يک چنين مذهب مقتدرى نيامده که اين گونه رسوم مانند تعدد زوجات را بتواند ايجاد کند و يا آن را منسوخ سازد.رسم مذکور فقط بر اثر آب و هواى مشرق و در نتيجه خصايص نژادى و علل و اسباب ديگرى که به طرز زندگانى مشرق مربوط بوده پيدا شده است،نه اينکه مذهب آن را آورده باشد...در مغرب هم با وجود اينکه آب و هوا و طبيعت هيچ يک مقتضى براى وجود چنين رسمى نيست،معذلک رسم وحدت زوجه رسمى است که ما آن را فقط در کتابهاى قانون مى‏بينيم درج است، و الا خيال نمى‏کنم بشود اين را انکار کرد که در معاشرت واقعى ما اثرى از اين رسم (رسم وحدت زوجه)نيست. راستى من متحيرم و نمى‏دانم که تعدد زوجات مشروع مشرق از تعدد زوجات سالوسانه اهل مغرب چه کمى دارد و چرا کمتر است؟بلکه من مى‏گويم که اولى از هر حيث‏بهتر و شايسته‏تر از دومى است.اهل مشرق وقتى بلاد معظمه ما را سياحت مى‏کنند از اين اعتراضات و حملات ما دچار بهت و حيرت گرديده متغير مى‏شوند...»


آرى،اسلام تعدد زوجات را ابتکار نکرد بلکه آن را از طرفى محدود ساخت و براى آن حداکثر قائل شد،و از طرف ديگر قيود و شرايط سنگينى براى آن مقرر کرد.


اقوام و مللى که به دين اسلام گرويدند غالبا در ميان خودشان اين رسم وجود داشت و به واسطه اسلام مجبور بودند حدود و قيودى را گردن نهند.


تعدد زوجات در ايران


کريستن سن در کتاب ايران در زمان ساسانيان صفحه‏346 مى‏گويد:


«اصل تعدد زوجات اساس تشکيل خانواده(در ايران زمان ساسانيان)به شمار مى‏رفت. در عمل،تعداد زنانى که مرد مى‏توانست داشته باشد به نسبت استطاعت او بود. ظاهرا مردمان کم بضاعت‏به طور کلى بيش از يک زن نداشتند.رئيس خانواده از حق رياست دودمان بهره‏مند بود.يکى از زنان،سوگلى و صاحب حقوق کامله محسوب شده و او را«زن پادشاييها»(پادشاه زن)يا زن ممتاز مى‏خواندند.از او پست‏تر زنى بود که عنوان خدمتکارى داشت و او را زن خدمتکار(زن ى چگاريها) مى‏گفتند.حقوق قانونى اين دو نوع زوجه مختلف بود.ظاهرا کنيزان زر خريد و زنان اسير جزو طبقه چاکر زن بوده‏اند. معلوم نيست که عده زنان ممتاز يک مرد محدود بوده است‏يا خير.اما در بسى از مباحثات حقوقى از مردى که دو زن ممتاز دارد سخن به ميان آمده است.هر زنى از اين طبقه عنوان بانوى خانه داشته است و گويا هر يک از آنها داراى خانه جداگانه بوده‏اند.شوهر مکلف بود که مادام العمر زن ممتاز خود را نان دهد و نگهدارى کند.هر پسرى تا سن بلوغ و هر دخترى تا سن ازدواج داراى همين حقوق بوده‏اند،اما زوجه‏هايى که عنوان چاکر زن داشته‏اند فقط اولاد ذکور آنان در خانواده پدرى پذيرفته مى‏شده است.»


در تاريخ اجتماعى ايران از انقراض ساسانيان تا انقراض امويان(تاليف مرحوم سعيد نفيسى)مى‏نويسد:


«شماره زنانى که مردى مى‏توانست‏بگيرد نامحدود بود،و گاهى در اسناد يونانى ديده شده است که مردى چند صد زن در خانه داشته است.»


منتسکيو در روح القوانين از آکاتياس،مورخ رومى،نقل مى‏کند که:


«در زمان ژوستى نين چند نفر از فلاسفه رومى که مورد آزار و اذيت مسيحيان قرار گرفته و نمى‏خواستند مذهب مسيح را قبول کنند،روم را ترک گفته و به دربار خسرو پرويز پادشاه ايران پناه آوردند و در آنجا چيزى که بيشتر موجب حيرت آنها شده اين بود که نه تنها تعدد زوجات مرسوم بود بلکه مردها با زنهاى ديگران آميزش مى‏کردند.»


نا گفته نماند که فلاسفه رومى به دربار انوشيروان پادشاه ايران پناه آوردند نه خسرو پرويز.ذکر خسرو پرويز در کلام منتسکيو اشتباه است.


در ميان اعراب تعدد زوجات حد و حصرى نداشت.محدود کردن اسلام تعدد زوجات را و حداکثر معين کردن براى آن،براى آن عده از اعراب که بيش از چهار زن داشتند اشکال به وجود مى‏آورد.افرادى بودند که احيانا ده زن داشتند و مجبور بودند که شش تاى آنها را رها کنند.


 


منبع : مجموعه آثار شهيد مطهري ، ج 19



 


  نظرات شما  ( )

   1   2   3   4   5   >>   >

ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

[26/3/1387- 12:58 ص] اگر همسر شما براي تان عادي شده ...!
[آرشيو شده ها]


 

Powered by : پارسي بلاگ
Template Designed By : MehDJ