|
مرگ مي آيد ؛ آهسته و زودهنگام و همواره چه زود دير مي شود .... و باز فانوسي ديگر خاموش شد و اين بار احمد بورقاني فراهاني بود که به چشم به هم زدني ، چشمانش را بست و خاموش شد . بورقاني متولد 1338 تهران بود و فعاليت خبري خود را با خبرنگاري آغاز کرد و چندي سردبير و مدير خبر خبرگزاري جمهوري اسلامي ايران (ايرنا) بود و چندي بعد سخنگوي ستاد تبليغات جنگ شد.
بورقاني پس از آن رئيس دفتر ايرنا در مقر سازمان ملل در نيويورک شد و معاونت مطبوعاتي وزارت ارشاد در دوره مهاجراني را عهدهدار بود که جزو درخشانترين دورههاي فعاليت مطبوعات در سالهاي آغازين اصلاحات بهشمار ميرود.
بورقاني عضو هياترئيسه مجلس ششم شوراي اسلامي و منتخب مردم تهران بود. وي با بسياري از روزنامهها و مراکز نشر بالاخص نشر ني همکاري داشت. در اين اواخر با موسسه بينالمللي گفتوگوي تمدنها به رياست سيدمحمد خاتمي در ارتباط بوده و از برگزارکنندگان همايش <ايران؛ يکصد سال پس از مشروطيت> بود. بورقاني در سالهاي اخير با نثر شيوا و گيراي خود به نقد رمانهاي ادبي ميپرداخت. وي که از عارضه قلبي رنج ميبرد، در دورهاي به همين دليل بستري شده بود.
بورقاني از چهرههاي محبوب و متواضع فرهنگي و از پيشکسوتان عرصه روزنامهنگاري بود که در اين رهگذر نامي نيک و آثاري ارزشمند از خود بر جاي گذاشت. احمد بورقاني چشم بر زندگي بست .
و ...
مسعود بهنود هم در رثاي احمد بورقاني اينگونه نوشته است : منتظر ماندم يکي زنگ بزند و بگويد خبري که با پيامک رسيده بود نادرست است و يک شوخي است. اما کسي زنگ نزد. منتظر ماندم کسي بگويد نه بابا، همين چند دقيقه پيش با او حرف زدم. اما کسي نگفت. دنبال سهام هم گشتم که از زبان او بشنوم که بابام خوبه اما فقط تو فکرست اين روزها. اما سهام الدين هم نگفت. حالا به شما بگويم خبر درست است، احمد بورقاني فوت شده است. ادامه مطلب ...
روحش شاد ! 
|