زندگي چيزي نيست که لب طاقچه عادت از ياد من و تو برود
دانشمندي که از دانشش استفاده مي شود، از هزار عابد بهتر است . [پيامبر خدا صلي الله عليه و آله]
وضعيت من در ياهو
يــــاهـو
کل بازديدهاي وبلاگ
10709
بازديدهاي امروز وبلاگ
3
بازديدهاي ديروز وبلاگ
21
منوي اصلي

[خـانه]

[  RSS  ]

[  Atom  ]

[شناسنامه]

[پست الکترونيــک]

[ورود به بخش مديريت]

درباره خودم
زندگي چيزي نيست که لب طاقچه عادت از ياد من و تو برود
تسنيم[79]
ای آغازگر عشق من ! ای نگارگر تمام دوست داشتنی هایم ! ای آنکه در لحظه لحظه زندگیم ، صدای پای نگاه ها، لبخند ها ، و گریه هایت ، در تار و پود ذهنم حک شده است ؛ تو را با همه پشت پا زدن هایت یاد می کنم . و به امید نگاه دوباره ات صبح ها را به شب می رسانم ...
فهرست موضوعي يادداشت ها
حقوقی[20]
روانشناسی[20]
خبر[3]
بايگاني
آغاز کلام
در محضر قرآن [3]
روانشناسی [25]
حقوقی [8]
وظايف مرد در برابر همسر [10]
تاریخچه و فلسفه مهریه [3]
تعدد زوجات [6]
ازدواج [4]
طلاق [2]
خبر [4]
گوناگون [12]
موضوعات

ازدواج
عشق
زندگي
خانواده
يک همسر خوب
حقوق خانواده

لينک دوستان

مشق نام ليلي
کسي که مثل هيچکس نيست
مذهب
توکاي شهر خاموش
کوثر
کاملترين مرجع آشپزي
کتاب اینترنتی آموزش آشپزی
يک مرد کاهي
روي پله هاي معبد

لوگوي دوستان






















" alt=" - به روز رساني : 1:50 ع 26/11/1386">
" alt="لینکستان - به روز رساني : 1:50 ع 26/11/1386">


موسيقي وبلاگ
اشتراک در خبرنامه

نام:

ايميل:

 
پارسي بلاگ
www.parsiblog.com
   1   2   3      >

نويسنده مطالب زير:   تسنيم  

عنوان متن + تاريخچه و فلسفه مهريه ( 3 ) پنجشنبه 12 آبان 1384  ساعت 3:23 عصر

 


 


فلسفه حقيقي مهر


به عقيده ما پديد آمدن مهر نتيجه تدبير ماهرانه‏اى است که در متن خلقت و آفرينش براى تعديل روابط زن و مرد و پيوند آنها به يکديگر به کار رفته است.


مهر از آنجا پيدا شده که در متن خلقت نقش هر يک از زن و مرد در مساله عشق مغاير نقش ديگرى است.عرفا اين قانون را به سراسر هستى سرايت مى‏دهند، مى‏گويند قانون عشق و جذب و انجذاب بر سراسر موجودات و مخلوقات حکومت مى‏کند با اين خصوصيت که موجودات و مخلوقات از لحاظ اينکه هر موجودى وظيفه خاصى را بايد ايفا کند متفاوتند;سوز در يک جا و ساز در جاى ديگر قرار داده شده است.


فخر الدين عراقى،شاعر معروف مى‏گويد:


ساز طرب عشق که داند که چه ساز است کز زخمه آن نه فلک اندر تک و تاز است رازى است در اين پرده گر آن را بشناسى دانى که حقيقت ز چه در بند مجاز است عشق است که هر دم به دگر رنگ درآيد ناز است‏به جايى و به يک جاى نياز است در صورت عاشق چه در آيد همه سوز است در کسوت معشوق چه آيد همه ساز است


ما در مقاله چهارده از اين سلسله مقالات،آنجا که تفاوتهاى زن و مرد را بيان مى‏کرديم گفتيم که نوع احساسات زن و مرد نسبت‏به يکديگر يک جور نيست.قانون خلقت، جمال و غرور و بى‏نيازى را در جانب زن،و نيازمندى و طلب و عشق و تغزل را در جانب مرد قرار داده است.ضعف زن در مقابل نيرومندى بدنى به همين وسيله تعديل شده است و همين جهت موجب شده که همواره مرد از زن خواستگارى مى‏کرده است.قبلا ديديم که طبق گفته جامعه شناسان،هم در دوره مادرشاهى و هم در دوره پدر شاهى،مرد بوده است که به سراغ زن مى‏رفته است.


دانشمندان مى‏گويند:مرد از زن شهوانى‏تر است.در روايات اسلامى وارد شده که مرد از زن شهوانى‏تر نيست‏بلکه بر عکس است،لکن زن از مرد در مقابل شهوت تواناتر و خوددارتر آفريده شده است.نتيجه هر دو سخن يکى است.به هر حال مرد در مقابل غريزه از زن ناتوان‏تر است.اين خصوصيت همواره به زن فرصت داده است که دنبال مرد نرود و زود تسليم او نشود و بر عکس،مرد را وادار کرده است که به زن اظهار نياز کند و براى جلب رضاى او اقدام کند.يکى از آن اقدامات اين بوده که براى جلب رضاى او و به احترام موافقت او هديه‏اى نثار او مى‏کرده است.


چرا افراد جنس نر هميشه براى تصاحب جنس ماده با يکديگر رقابت مى‏کرده‏اند و به جنگ و ستيز با يکديگر مى‏پرداخته‏اند اما هرگز افراد جنس ماده براى تصاحب جنس نر حرص و ولع نشان نداده‏اند؟براى اينکه نقش جنس نر و جنس ماده يکى نبوده است.جنس نر همواره حالت و نقش متقاضى را داشته نه جنس ماده،و جنس ماده هرگز با حرص و ولع جنس نر به دنبال او نمى‏رفته است،همواره از خود نوعى بى‏نيازى و استغنا نشان مى‏داده است.


مهر با حيا و عفاف زن يک ريشه دارد.زن به الهام فطرى دريافته است که عزت و احترام او به اين است که خود را رايگان در اختيار مرد قرار ندهد و به اصطلاح شيرين بفروشد.


همينها سبب شده که زن توانسته با همه ناتوانى جسمى،مرد را به عنوان خواستگار به آستانه خود بکشاند،مردها را به رقابت‏با يکديگر وادار کند،با خارج کردن خود از دسترسى مرد عشق رمانتيک به وجود آورد،مجنون‏ها را به دنبال ليلى‏ها بدواند و آنگاه که تن به ازدواج با مرد مى‏دهد عطيه و پيشکشى از او به عنوان نشانه‏اى از صداقت او دريافت دارد.


مى‏گويند در بعضى قبايل وحشى دخترانى که با چند خواستگار و عاشق بى‏قرار مواجه مى‏شده‏اند،آنها را وادار به‏«دوئل‏»مى‏کرده‏اند;هر کدام که ديگرى را مغلوب مى‏کرده يا مى‏کشته،شايستگى همسرى با آن دختر را احراز مى‏کرده است.


چندى پيش روزنامه‏هاى تهران نوشتند که يک دختر دو پسر خواستگار خود را در همين تهران به‏«دوئل‏»وادار کرد،آنها را در حضور خود با اسلحه سرد به جان يکديگر انداخت.


از نظر کسانى که قدرت را فقط در زور بازو مى‏شناسند و تاريخ روابط زن و مرد را يکسره ظلم و استثمار مرد مى‏بينند،باورى نيست که زن،اين موجود ضعيف و ظريف، بتواند اينچنين افراد جنس خشن و نيرومند را به جان يکديگر بيندازد،اما اگر کسى اندکى با تدابير ماهرانه خلقت و قدرت عجيب و مرموز زنانه‏اى که در وجود زن تعبيه شده آشنا باشد،مى‏داند که اين چيزها عجيب نيست.


زن در مرد تاثير فراوان داشته است.تاثير زن در مرد از تاثير مرد در زن بيشتر بوده است.مرد بسيارى از هنرنمايى‏ها و شجاعتها و دلاوريها و نبوغها و شخصيتهاى خود را مديون زن و خودداريهاى ظريفانه زن است،مديون حيا و عفاف زن است، مديون «شيرين فروشى‏»زن است.زن هميشه مرد را مى‏ساخته و مرد اجتماع را.آنگاه که حيا و عفاف و خوددارى زن از ميان برود و زن بخواهد در نقش مرد ظاهر شود،اول به زن مهر باطله مى‏خورد و بعد مرد مردانگى خود را فراموش مى‏کند و سپس اجتماع منهدم مى‏گردد.


همان قدرت زنانه که توانسته در طول تاريخ شخصيت‏خود را حفظ کند و به دنبال مرد نرود و مرد را به عنوان خواستگار به آستان خود بکشاند،مردان را به رقابت و جنگ با يکديگر درباره خود وادارد و آنها را تا سر حد کشته شدن ببرد،حيا و عفاف را شعار خود قرار دهد،بدن خود را از چشم مرد مستور نگه دارد و خود را اسرارآميز جلوه دهد،الهام بخش مرد و خالق عشق او باشد،هنر آموز و شجاعت‏بخش و نبوغ آفرين او واقع شود،در او حس‏«تغزل‏»و ستايشگرى به وجود آورد و او به فروتنى و خاکسارى و ناچيزى خود در مقابل زن به خود ببالد،همان قدرت مى‏توانسته مرد را وادار کند که هنگام ازدواج عطيه‏اى به نام‏«مهر»تقديم او کند.


مهر ماده‏اى است از يک آيين نامه کلى که طرح آن در متن خلقت ريخته شده و با دست فطرت تهيه شده است.


 


منبع : مجموعه آثار استاد شهيد مرتضى مطهرى



 


 


 


  نظرات شما  ( )

   1   2   3      >

ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

[26/3/1387- 12:58 ص] اگر همسر شما براي تان عادي شده ...!
[آرشيو شده ها]


 

Powered by : پارسي بلاگ
Template Designed By : MehDJ